کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
اعداد بدرد نخور را به دور بریز . این شامل سن ، وزن و قد میشه . اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند ، برای همین به اونها پول میدی دیگه .
1 - Throw out nonessential numbers .
This includes age, weight and height .
Let the doctors worry about them .
That is why you pay them .
2 - فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن ، غرغروها و بداخلاقها نابودت میکنند (ضمناً اگر جزو اون غرغروها یا بداخلاقها هستی این رو به خاطر بسپار) .
2 - Keep only cheerful friends .
The grouches pull you down .
(keep this In mind if you are one of those grouches;)
3 - شروع به یادگرفتن کن . کامپیوتر ، هنر ، باغبانی . . . هرچیزی که دوست داری ، هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه . "مغز بیکار کارگاه شیطانه" ، و نام شیطان اینه : آلزایمر!
3 - Keep learning :
Learn more about the computer, crafts, gardening,
whatever . Never let the brain get idle .
"An idle mind is the devil's workshop ."
And the devil's name is Alzheimer's!
4 - از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر .
4 - Enjoy the simple things .
5 - به جاهای نادرست و پر گناه نرو
برو به خرید ، حتی مسافرت به یه شهر ویا یک کشور دیگه اما نه به جائی که پراز گناه و خطاست وهمیشه یادخدا باش
5 - Don't take guilt trips .
Take a trip to the mall, even to the next county, to a foreign country, but NOT to where the guilt is &َ Always Remember God
6 - بیشتر مواقع طولانی بخند . آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی . و اگر دوستی داری که تورو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون .
6 - Laugh often, long and loud . Laugh until you gasp for breath .
And if you have a friend who makes you laugh, spend lots and Lots of time with HIM / HER
7 - اشک و غصه هم پیش میاد؛ یه کم گریه زاری کن ، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن . . . تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود ، خودت هستی .
تا زنده ای زندگی کن .
Endure, grieve, and move on . The only person who is with us our entire life, is our self . LIVE while you are alive .
8 - دور وبرت رو پر کن از هرچیزی که دوست داری ، فامیل ، هدایا و یادگاریها ، موسیقی ، گل و گیاه ، سرگرمیها ، هرچیزی که خودت دوستش داری .
خونه تو پناهگاه توست .
8 - Surround yourself with what you love :
Whether it's family, keepsakes, music, plants, hobbies, whatever .
Your home is your refuge .
9 - قدر سلامتی خودتو بدون :
اگر خوبه ، نگهش دار و مواظب باش ،
اگر استوار نیست ، بهترش کن ،
اگر هم بدتر ازاونی است که خودت بتونی کاری بکنی ، خوب کمک بگیر .
If it is good, preserve it .
If it is unstable, improve it .
If it is beyond what you can improve, get help .
10 - در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی که دوستشون داری بیان کن و بگو .
|
خواجه شمس الدين محمد شيرازي شاعر و حافظ قرآن، متخلص به حافظ و معروف به لسان الغيب از بزرگترين شاعران غزلسراي ايران و جهان به شمار مي رود. حافظ را نمي توان از سنخ شاعران تک بعدي و تک ساحتي محسوب و تفکر شاعرانه اش را تنها به يک وجه خالص تفسير و تاويل کرد. شعر حافظ داراي ابعاد گوناگون و متنوع سرشار از راز و رمز و پرسش از حقيقت هستي است. | |
|
صبحدم از عرش مي آمد خروشي، عشق گفت قدسيان گويي كه شعر حافظ از بر مي كنند خواجه شمس الدین محمدبن محمد حافظ شیرازی، از بزرگترین شاعران نغزگوی ادبیات فارسی است. حافظ در اوایل قرن هشتم ه.ق- حدود سال 727- در شیراز دیده به جهان گشود. پدرش بهاءالدین، بازرگان و مادرش اهل كازرون بود. پس از مرگ پدر، شمس الدین كوچك نزد مادرش ماند و در سنین نوجوانی به شغل نانوایی پرداخت. در همین دوران به كسب علم و دانش علاقه مند شد و به درس و مدرسه پرداخت. بعد از تحصیل علوم، زندگی او تغییر كرد و در جرگه طالبان علم درآمد و مجالس درس علمای بزرگ شیراز را درس كرد. او به تحقیق و مطالعه كتابهای بزرگان آن روزگار- از قبیل كشاف زمخشری، مطالع الانظار قاضی بیضاوی و مفتاح العلوم سكاكی و امثال آنها- پرداخت. همچنین در مجالس درس قوام الدین ابوالبقاء عبدالله بن محمود بن حسن اصفهانی شیرازی نیز حضور داشت. حافظ- همچنانكه از تخلص او برمی آید- قرآن را از حفظ داشت و به چهارده شكل (قراآت هفتگانه) می خواند. حافظ دارای زن و فرزندان بود. در غزلیاتش به مرگ یكی از فرزندانش اشاره كرده است: دلا دیدی كه آن فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین؟ به جای لوح سیمین در كنارش فلك بر سر نهادش لوح سیمین حافظ به سفر علاقه ای نداشت و چون دلبستگی خاصی به شیراز داشت تقریبا تا آخر عمر از شیراز خارج نشد و تنها یكبار به شهر یزد سفر كرد ولی به خاطر ملالت از یزد و یزدیان به شیراز بازگشت: دلم از وحشت سكندر بگرفت رخت بربندم و تا ملك سلیمان بروم همچنین به دعوت سلطان محمود دكنی راهی دكن شد ولی در جزیره هرمز گرفتار طوفان گردید و به همین دلیل سفر خود را آغاز نكرده به پایان برد و به شیراز بازگشت. حافظ مردی بود ادیب، عالم به علوم ادبی و شرعی و آگاه از دقایق حكمی و حقایق عرفانی. استعداد خارق العاده او در تلفیق مضامین و آوردن صنایع گوناگون بیانی در غزل او را سرآمد شاعران زمان خویش و حتی تمامی شاعران زبان فارسی كرده است. او بهترین غزلیات مولوی، سعدی، كمال، اوحدی، خواجو و سلمان را استقبال كرده است اما دیوان او به قدری از بیتهای بلند و غزلیات عالی و مضمونهای نو پر است كه این تقلیدها و تأثرها در میان آنها كم و ناچیز می نماید. علاوه بر این، مرتبه والای او در تفكر عالی و حكمی و عرفانی و قدرتی كه در بیان آنها به فصیح ترین و خوش آهنگ ترین عبارات داشته، وی را به عنوان یكی از بزرگترین و تاثیرگذارترین شاعران ایران قرار داده و دیوانش را مورد قبول خاص و عام ساخته است. این نكته را نباید فراموش كرد كه عهد حافظ با آخرین مراحل تحول زبان فارسی و فرهنگ اسلامی ایران مصادف بود. از این روی زبان و اندیشه او در مقایسه با استادان پیش از وی به ما نزدیك تر است و به این سبب است كه ما حافظ را بیشتر از شاعران خراسان و عراق درك می كنیم و سخن او را بیشتر می پذیریم. از دیگر نكات اشعار او، توجه خاص او به استفاده از صنایع مختلف لفظی و معنوی است به نحوی كه كمتر بیتی از او می توان یافت كه خالی از نقش و نگار صنایع باشد. اما چیره دستی او در به كار بردن الفاظ و صنایع به حدی است كه صنعت در سهولت سخن او اثری ندارد و كلام او را متكلف نمی نماید. برخلاف اطلاعات حافظ از دقایق عرفانی و اشارات مكرر او به نكات عرفانی، حافظ پیرو طریقتی خاص نبوده است بلكه به عقیده بسیاری، خود او به تنها مراحل سلوك و كمال را طی كرده و به درجاتی نیز رسیده است. دیوان كلیات او مركب است از غزلیات، چند قصیده، قطعه، رباعی و دو مثنوی كوتاه با نامهای «آهوی وحشی» و «ساقی نامه». از نكات قابل توجه درباره دیوان حافظ، رواج "فال گرفتن"- تفأل- از آن است كه سنتی تازه نیست و از دیرباز درمیان آشنایان شعر او متداول بوده است و چون در هر غزلی از دیوان حافظ می توان- به هر تأویل و توجیه- بیتی را حسب حال فال گیرنده یافت، او را «لسان الغیب» لقب داده اند. حافظ با توان شاعري بسيار داستانهاي قرآني را با اشارههاي ظريف در شعرش بيان ميكند اما به واقع او ناظم شعر نيست كه به بيان روايي داستان بپردازد بلكه شاعري تواناست كه با تخييل و شناخت عميق بسياري از مسايل قرآني و اجتماعي را در قالب شعر ارائه ميدهد. | |
عزيز من با آنكه مي دانم حرف هايم را نمي بيني تا بخواني اما من مي نويسم كه از آغاز تا پايان شمع جانم وفادار به تو خواهم بود و دوستت دارم بي نهايت
ye zarbolmasale mige:
然在一段时间内奇怪地降低。工作组过六天夜 以继日的工作后,终于发现低。工作组过六 天夜以继日的工作后,终于发现寿?终于发现问题的根本原因。某个“愚蠢之极” 的配置错误 然工作组过六天夜以继日的工作后,终于发现问题的根本原因。某个“愚蠢之极” 的配置错工作组过六天夜以继日的工作后,终于发现问题的根本原因。某个“愚蠢之极” 的配置错误将服务器配置成了 将服务器配置成了
fahmidi? ebrat begir
دوستت دارم![]()
سلام به همه سال خوبی داشته باشید
در پناه خدا
سالم و سلامت باشید
تا بعد از عید
خداحافظ


